مرتضى مطهرى

105

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

--> كنار يكديگر قرار گرفته‌اند و آن وقت يك حركت مىشود مجموع يك ميليارد « بودن » . اما نظريهء مقابل اين است كه مسافت يك واحد كشش‌دار است كه ذهن آن را به اجزاء تقسيم مىكند ولى واقعا اجزاء نيست . واقعيت ، اجزاء نيست ؛ ذهن برايش اجزاء فرض مىكند . زمان هم يك واحد كشش‌دار است ، ذهن برايش اجزاء فرض مىكند . حركت هم يك واحد كشش‌دار است ، ذهن براى آن وصولات فرض مىكند والّا در واقع وصول نيست ، همه‌اش عبور است . بودنى در كار نيست ، همه‌اش « شدن » است . آن وقت اگر بنا شد ماهيت حركت « شدن » باشد نه « بودن » بايد اين مطالب را هم بپذيريم كه مسافت يك واحد كشش‌دار است و زمان يك واحد كشش‌دار است و حركت هم يك واحد كشش‌دار است . تا ما اينها را به اين شكل قبول نكنيم نمىتوانيم ماهيت حركت را « شدن » بدانيم . اينهايى كه مىخواهند هم حركت را « شدن » بدانند و هم در عين حال نظريهء جزء لا يتجزى را بپذيرند كه نه ، شىء در وقتى كه حركت مىكند اول در اينجاست ، بعد يك دفعه جهش مىكند به آنجا و باز جهش مىكند به آنجا ( كه تعبير جهش هم صحيح نيست ، در اينجا طفره بايد گفت نه جهش ، چون جهش خودش يك حركت است اما حركت سريع ) ، اين حرفها همه‌اش محال اندر محال است . به هر حال اين بحث خوبى است كه كشش دارد ، ولى ما به همين اكتفا مىكنيم و سؤال دوم شما را مورد بحث قرار مىدهيم : شما گفتيد كه اين آنات چون صفر بعد دارند و جمع صفرها هم باز صفر است و ضرب صفر در بىنهايت هم باز صفر است پس نمىتوانيم بگوييم كه نمىشود مثلا در پنج دقيقه بىنهايت « آن » موجود باشد . اين درست است كه حاصلضرب صفر در بىنهايت صفر است ولى حرف ما اين است كه آيا اين آنات كنار يكديگر كه قرار مىگيرند زمان تشكيل مىدهند يا تشكيل نمىدهند ؟ - زمان تشكيل مىدهند . استاد : اگر زمان تشكيل مىدهند پس معلوم مىشود شما اين محال را قبول كرده‌ايد كه از ضم صفر به صفر يك عدد به وجود مىآيد . - نه ، اين را نمىتوانيم بگوييم ، چون تعداد انواع نامتناهى نيست . استاد : شما ديگر نمىتوانيد به انواع قائل بشويد ، چون وقتى كه اين شىء قابليت تقسيم الى غير النهايه دارد پس بايد اقسامش را بالفعل بدانيم . وقتى كه زمان قابليت تقسيم الى غير النهايه دارد و شما مىگوييد هر چه كه قابل تقسيم است بالفعل موجود است پس بايد اجزاى زمان بالفعل باشد . - پس انواع را ما ديگر داراى كشش زمانى ندانيم . استاد : كشش زمانى نيست ، همه « آنى » است . انواع غير متناهى در مسافتهاى غير متناهى در « آن » هاى غير متناهى است . اصلا بحث اين است كه قابليت تقسيم محدود نيست ، و نظريه اين است كه هر چه كه قابل تقسيم هست ، به هر اندازه قابل تقسيم است بالفعل موجود است . در اينجا هم چون زمان غير متناهى قابل تقسيم است بايد بگوييم غير متناهى بالفعل موجود است . حالا باز ان شاء اللّه در درس بعد بحث مفصلترى در